بی‌سوادی که سبب مسلمان شدن شش میلیون نفر می‌شد!

islahweb1313535335_0

عمو ابراهیم و جادالله قرآنی

بی‌سوادی که سبب مسلمان شدن شش میلیون نفر می‌شد!

جاد الله قرآنی

به گزارش رهیافتگان: سینمای فرانسه فیلمی درباره‌ی عمو ابراهیم درست کرد که عمر شریف مصری نقش جادالله قرآنی را در آن داشت. فیلمی که بسیار موفق بود و جوایز متعددی را احراز کرد.

متن زیر مختصری است از این فیلم واقعی است که‌ آن‌را با هم مرور می‌کنیم:

عمو ابراهیم و جادالله قرآنی کیست‌اند؟ در یکی از شهرهای فرانسه، پیرمردی اهل ترکیه، مغاره‌ی خوراکی باز کرده بود، و این دکان در زیر ساختمانی بود که بالای آن چند طبقه داشت. در یکی از این طبقه‌ها خانواده‌ای یهودی زندگی می‌کردند، و این خانواده پسری هفت‌ساله بنام جاد داشتند که این پسر همیشه برای خرید به دکان عمو ابراهیم می‌رفت، و هر وقت که برمی‌گشت سر عمو ابراهیم را گرم می‌کرد و یک شکلات می‌دزدید و این برایش عادت شده بود.

یک روز که برای خرید آمد، وقت رفتن یادش رفت که شکلات را بدزدد!! عمو ابراهیم او را صدا زد و گفت: بیا جاد! شکلات روزانه‌ات را بردار، داشت یادت می‌رفت! جاد ترسید چون فکر می‌کرد که عمو ابراهیم خبر از دزدیش ندارد! شروع می‌کند به التماس کردن که او را ببخشد و قول می‌دهد دیگر این کار را نکند! عمو ابراهیم بسیار بزرگوارانه از او دلجویی می‌کند و می‌گوید: نه به من قول نده بلکه هر روز که آمدی باید شکلاتت را برداری و با خیال راحت بخوری! جاد با این حرف عمو ابراهیم خوشحال شد.

با سپری شدن روزگار این رفاقت بینشان محکمتر شد تا آنجا که عمو ابراهیم جای پدر و مادر و رفیق را برای جاد گرفته بود.

عمو ابراهیم بیسواد بود و تنها می‌توانست قرآن را بخواند که در بچگی فرا گرفته بود. این پسر یهودی اگر دچار مشکلی می‌شد، می‌رفت پیش عمو ابراهیم تا برایش حل کند. عمو ابراهیم کتابی را که داخل صندوقش بود، به جاد می‌گفت تا برایش بیاورد، و عمو ابراهیم به جاد می‌گفت: خودت و بختت! کتاب را باز کن! سپس عمو ابراهیم دو صفحه از آن را می‌خواند، و آن‌را می‌بست! و مشکل را برای جاد حل می‌کرد و او با دلی گشاده او را ترک می‌کرد.

 9782350210056FS-246x300

عمو ابراهیم ترک (اهل ترکیه) و جاد یهودی بود، بعد از ۱۷ سال که از این برنامه گذشت، عمو ابراهیم به سن ۶۷ سالگی رسید و جاد هم جوانی ۲۴ ساله شده بود. عمو ابراهیم در آن سن فوت کرده ولی قبل از فوتش نزد بچه‌هایش وصیت کرده بود که آن صندق را به جاد یهودی بدهند. جاد از مرگ عمو ابراهیم خبر نداشت، وقتی پسرهایش صندوق را بردند و به او گفتند که پدرمان فوت شده و وصیت کرده که این صندوق را به تو بدهیم! جاد بسیار از خبر مرگ او ناراحت شد چون او را بسیار دوست می‌داشت و دوست و تکیه‌گاه و همنشین‌اش بود.

روزگار سپری می‌شد. روزی مشکلی برای جاد پیش آمد؛ به یاد عمو ابراهیم افتاد و سراغ آن صندوق که برایش گذاشته بود! رفت و صندوق را باز کرد دید فقط کتابی در آن است! کتاب را باز کرد دید به زبان عربی نوشته شده! نمی‌توانست آن‌را بخواند، رفت نزد برادری تونسی و از او خواست که چند صفحه از کتاب را برایش بخواند، او هم برایش خواند. سپس مشکل خود را برایش گفت، او هم راه‌حل برایش پیدا کرد. جاد با تعجب پرسید: این کتاب چیست؟ آن مرد تونسی گفت: این قرآن است، کتاب مسلمانان!‍ جاد به او گفت: من چطور می‌توانم مسلمان بشوم؟

سپس او شهادتین را می‌خواند و می‌گوید: شهادت می‌دهم غیر از الله خدایی وجود ندارد و محمد(صلی الله علیه واله) فرستاده اوست. و نام خود را به جاد الله قرآنی تغییر داد! و برای احترام به آن کتاب مبارک، عهد کرد چقدر از زندگی‌اش باقی باشد برای خدمت این کتاب صرف کند. جاد الله قرآنی، قرآن خواندن را یاد گرفت و به خوبی آن‌را فهمید و همچنین در اروپا شروع به دعوت کرد و نزدیک به شش هزار نفر بی‌دین و یهودی به وسیله‌ی او مسلمان شدند!

20140925_061128_islahweb1313535335

روزی نگاهی به آن قرآن قدیمی که عمو ابراهیم به او هدیه کرده بود انداخت. در اول کتاب نقشه‌ای از جهان به زیبایی رسم شده بود! عمو ابراهیم روی قسمت آفریقا امضای خودش را زده و در پایین آن امضا این آیه نوشته شده بود:
«ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل/۱۲۵) یعنی به حکمت و پند زیبا مردم را به طرف خدای دعوت کن و به بهترین شیوه با آنها مناقشه کن. جاد الله قرآنی با خود اندیشید که این آرزوی عمو ابراهیم بوده! و به همین خاطر با خود عهد کرد آن را عملی کند! جاد الله آن مسلمان راستین و آن دعوتگر خستگی‌ناپذیر،۳۰ سال به مسلمانی زندگی کرد و همه‌ی آن ۳۰ سال را در خدمت اسلام صرف کرد. بعد از آنکه افراد زیادی بوسیله‌ی او ایمان آوردند، اروپا را ترک کرد و به کنیا، جنوب سودان، اوگاندا و دولتهای همسایه‌ی آنها رفت. نزدیک ۶ میلیون نفر از قبایل زولو به وسیله‌ی او مسلمان شدند و بالاخره جاد الله- که هزاران رحمت خدا بر او باد- به علت بیماریهایی که در آفریقا به‌ آنها مبتلا شده بود، در سال ۲۰۰۳ میلادی در گذشت در حالیکه ۵۴ سال داشت.

قصه به همینجا ختم نمی‌شود!

ایمان‌آوردنش بر مادرش تأثیر گذاشت. مادر جاد که یهودی توانا، زنی باسواد و استاد دانشگاه بود، پس از دو سال از فوت پسرش و در سال ۲۰۰۵ مسلمان شد. مادر جاد وقتی مسلمان شد ۷۰ سال داشت و علت مسلمان‌شدنش را اینگونه بازگو می‌کند:

«من مدت ۳۰ سال علیه پسرم جنگیدم برای اینکه او را به آیین یهود برگردانم ولی نتوانستم او را قانع کنم. من با این‌همه سواد و توانایی نتوانستم، ولی عمو ابراهیم بی‌سواد و پیر توانست دل پسرم را به طرف خود بکشد و کاملاً او را مسلمان کند طوری که با دلش پیوند بخورد. آیینی که چنین است حتماً درست است. به همین خاطر من هم مسلمان شدم!»

امیدواریم که خداوند او را بر راه حق استوار و پایدار کند. آمین

حال سؤال کنیم چرا جادالله قرآنی مسلمان شد؟

اگر دقت کنیم بدون شک حکمت و دانایی عمو ابراهیم و روش بلند اسلامی او، اثر زیادی در این تحول داشت.

می‌بینیم که عمو ابراهیم ۱۷ سال با آن جوان رفاقت می‌کند ولی یک‌بار از او عصبانی نمی‌شود!! و به نام بدی او را صدا نمی‌زند و به او نمی‌گوید کافر یا گاوپرست، حتی به او نمی‌گوید یهودی!

در این مدت طولانی حتی یک‌بار هم به او نگفت مسلمان شو!

خودتان تصور کنید مدت ۱۷ سال دوستش بود، ولی یک روز از اسلام و زیبایی‌های این آیین، برایش حرف نزد؛ حتی از مسلمان‌شدن یهودی‌های دیگر هم بحث نکرد.

پیرمردی بی‌سواد چطور می‌داند اینگونه با این جوان برخورد کند تا دلش با قرآن گره بخورد؟

در یکی از مصاحبه‌هایش از جاد می‌پرسند: چه احساسی در برابر این همه افرادی که به وسیله شما مسلمان شدند داری؟

می‌گوید: افتخاری برای من نیست، همه‌ی فضلش برای کار نیک عمو ابراهیم است که رحمت خدا بر او باد.

و تا حالا خدا می‌داند که چند هزار نفر به وسیله‌ی آن کسانی مسلمان شده‌اند، که به وسیله‌ی دکتر جادالله قرآنی مسلمان شدند! همه‌ی پاداش‌اش برای او و برای کسی است که باعث شد او مسلمان شود.

حالا عمو ابراهیم ۳۰ سال است که فوت کرده و دکتر جادالله قرآنی هم چند سالی است که فوت کرده. ولی آن‌همه اجر و پاداش به دنبالشان روان است.

 

20140926_040706_Monsieur_Ibrahim_poster

منبع: پایگاه اطلاع رسانی صلاح

دکتر تیجانی اهل تسنن شیعه شده و صاحب کتاب معروف آنگاه هدایت شدم

بسم الله الرحمن الرحیم

دکتر تیجانی اهل تسنن شیعه شده و صاحب کتاب معروف آنگاه هدایت شدم

 به گزارش حیات، محمد تیجانی سماوی، اسلام‌پژوه شیعه تونسی ،در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند.

تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراند و پس از استقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیش‌دانشگاهی را گذراند. سپس استادیار مؤسسه پیش‌دانشگاهی یوبسای شد. پس از 17 سال تدریس با مرخصی از آموزش و پرورش تونس، وارد دانشگاه سوربن شد.

بیش از 8 سال به بررسی و تطبیق میان ادیان، ادیان توحیدی سه‌گانه پرداخت و پس از گرفتن لیسانس تحقیقات تخصصی در این زمینه از دانشگاه سوربن فارغ‌التحصیل شد و همچنین در رشته فلسفه و علوم انسانی و پس از آن در رشته تخصصی تاریخ و مذاهب اسلامی از این دانشگاه دکترای درجه 3 و سپس دکترای بین‌المللی را اخذ کرد. وی که با کتاب «آنگاه هدایت شدم» در ایران شناخته شده است در این نوشته ی خود شرح چگونگی شیعه شدنش را از مذهب مالکی اهل تسنن روایت کرده است در ادامه گفتگو با علامه محمد تیجانی سماوی می خوانید:

دلیل شیعه شدن شما چه بود؟

همچنان که در کتاب های خود گفته ام دلیل شیعه شدن من آیت الله خویی و آیت الله سید محمد باقر صدر بود. تواضعی که از این دو بزرگوار دیدم مرا واداشت به تحقیق و لذا این انگیزه شد و وقتی بازگشتم به تونس کتب اهل سنت را خریدم و بررسی کردم و متوجه شدم که بعد از دوران پیامبر اکرم بنی عباس و بنی امیه اسلام را به گمراهی بردند و صحیح ترین راه پیروی از ائمه معصومین علیه السلام است. من در کتاب آنگاه هدایت شدم گفته ام که تحقیقات من در رابطه با شیعه منجرب به ایجاد تحولی بزرگ در من شد که در نتیجه من از مذهب مالکی به مذهب جعفری آمدم.

در سوره طه آیه می فرمایند که این فمن هتدی هدایت و اطاعت فمن هتدی امام صادق از ائمه معصومین است. بوتیا: آیا بیداری اسلامی از مسیر خود منحرف می شود؟ بیداری اسلامی در قلب مسلمین و از زمان امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد. این بیداری در قلب تمام مسلمانان جهان در سراسر دنیا وجود دارد. من در کارخانجات فرانسه و انگلیس دیدم که نماز خواندن شروع شده است. حکومت های غربی این حرکت ها را می دیدند. فشار های آمریکا به ایران نیز به خاطر همین بیداری اسلامی است. اما بدانید که تلاش آمریکا به هیچ جا نمی رسد و این بیداری اسلامی به سراسر دنیا رسیده است.

پس سرانجام بیداری اسلامی به کجا می انجامد؟

اگر شیطان بزرگ بگذارد که این حرکت رشد پیدا کند منجر به ایجاد حکومت اسلامی می شود. البته در میان مسلمانان دو نگاه وجود دارد عده ای که حاضر به سازش با امریکا و اسراییل نیستند و عده ای که می خواهند با اسراییل همزیستی داشته باشند.که البته هرکدام ادله خاص خود را دارند.

پس از انقلاب تونس آمریکا اقدام به برگزاری کلاس هایی در رابطه با سبک زندگی در تونس کردید. آیا آنها خواهند توانست سبک زندگی و سیاسی لیبرال را در شمال آفریقا گسترش دهند؟

البته به شما بگویم که موساد نیز آنجا کار می کند و طرح خود در تونس را اجرا می کند. اما تمامی این کارها بی فایده است. امروز اسلام در قلب جوانان رسوخ کرده است. معارضان سوری، آنجا به اسم مسلمانان فتوا می دهند و مسلمان می کشند

تیجان
نظر شما در رابطه با تحولات سوریه چیست ؟

معارضان سوری ، آنجا به اسم مسلمانان فتوا می دهند و مسلمان می کشند. من نمی دانم آنها را چگونه توصیه کنم. آنها تنها از آمریکا توصیه می گیرند. آنها حتی به صراحت گفته اند که اگر بشار اسد را ساقط کنند به سراغ حزب الله می روند. من اخیرا در تلویزیون دیدم که می گویند اگر شارون با بشار اسد دیدار کند ما دیگر کاری به نظام سوریه نخواهیم داشت. بعد از انقلاب اسلامی ایران وضعیت شیعه در جهان رو به رشد است

وضعیت شیعه در جهان امروز چگونه ارزیابی می کنید؟

وضعیت شیعه در جهان رو به رشد و قوت است و این اتفاق پس از انقلاب اسلامی رخ داد. امروز هم روز به روز دعوت به اهل بیت بیشتر می شود. و این در شرایطی است که جوسازی شدیدی علیه تشیع در جهان وجود دارد. سیاست امام خامنه ای(مدظله) سیاست خدایی است.

عده ای معتقد به جدایی دین از سیاست هستند. آیا می توان به بهانه پاک نگه داشتن دین از پلیدی های سیاست بین آنها جدایی ایجاد کرد؟

من بین دین و سیاست هیچ فاصله ای نمی بینم اما ما دو سیاست داریم سیاست خدایی و سیاست شیطانی. و آیات قرآن هم دلالت بر این دارد. سیاست خدایی سیاست امیرالمومنین است و سیاست شیطانی سیاست معاویه است سیاست امام خامنه ای(مدظله) سیاست خدایی است و سیاست آمریکا سیاست شیطانی است و بین این دو تفاوت بسیار است.

در یکی از بازجویی هایم در تونس بازجو از من پرسیدند که آیا تو عالم دین هستی یا عالم سیاست و من جواب دادم که من عالم هر دو هستیم. و این خلاف اسلام است که دین از سیاست جدا باشد.

امروز جمهوری اسلامی یک قدرت در جهان است خلفا به نام اسلام لشکر کشی کردند در حالی که می بینیم که بیشتر مسلمانان در اندونزی و مالزی که بدون جنگ مسلمان شده اند. نتیجه سیاست خلفا امروز این شده است که امروز یهودیان در اسپانیا حاکم هستند. امروز جمهوری اسلامی یک قدرت در جهان است و تا زمانی که اسلام به حکومت نرسند نمی تواند قدرت داشته باشد.

حضرت محمد(ص) می فرمایند: «اگر جایی دیدید علما به در خانه حاکمان و امرا رفته اند، بدانید آنها بد عالمان و بد حاکمانی هستند.» نمونه این را ما در دنیای امروز می بینیم که شیخ الازهر، قرضاوی با روی باز به ملاقات شیمون پرز می رود و فرمانبر حاکمان ظالمی چون رؤسای اسرائیل و حسنی مبارک است.

اما در جمهوری اسلامی ایران قضیه برعکس است! همانطور که پیامبر(ص) در ادامه حدیث می فرمایند: «اما اگر حاکمان و امرا بدنبال علما بودند، بدانید که آنها خوب عالمان و خوب حاکمانی هستند.» در ایران همین گونه است. یعنی رئیس جمهور احمدی نژاد، مطیع رهبر و ولی فقیه زمان، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و با تواضع، دست ایشان را نیز می بوسد و این تفسیر عملی فراز دوم حدیث پیامبر است.

خبر | ایثارگری
نام منبع: بوتیا
شماره مطلب: 99730

—————————————————————————-

تیجانی1

مناظره با شهید آیت‌الله صدر درباره توسل

دکتر تیجانی زمانی که به نجف اشرف رفت، توسط دوستش به محضر آیت‌الله العظمی سید محمد باقر صدر[2] رسید.

در محضر ایشان به پژوهش و مناظره پرداخت، نخست چنین پرسید:

علمای سعودی می‌گویند:

دست بر قبر کشیدن و توسل به صالحین و تبرک جستن از آنان، شرک به خدا است، نظر شما چیست؟

آیت‌الله صدر:

هرگاه دست کشیدن بر قبر و توسل جستن به این نیت باشد که آن‌ها (بدون اذن خدا) نفع و ضرر می‌رسانند، چنین کاری شرک است،

ولی مسلمانان یکتاپرست می‌دانند که: تنها خدا نفع و ضرر می‌رساند، و اولیای خدا، وسیله و واسطه هستند، بنابراین با ا ین نیت که آن‌ها واسطه هستند، هرگز شرک نیست.

همه مسلمانان از سنی و شیعه، از عصر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تاکنون در این امر اتفاق نظر دارند، به استثنای وهابیت و «علمای سعودی» که در همین قرن جدید پیدا شده‌اند. [3]

و بر خلاف اجماع مسلمانان، رفتار می‌کنندو خون مسلمانان را مباح می‌دانند، و بین آن‌ها فتنه انگیزی می‌کنند، و دست بر قبر کشیدن و توسل را شرک می‌دانند.

آقای سید شرف الدین (صاحب کتاب ارزشمند المراجعات)، در عصر حکومت «ملک عبدالعزیز» برای زیارت خانه خدا به مکه رفت. در عید قربان در کنار سایر علما به کاخ پادشاه سعودی دعوت شد، تا طبق معمول در عید قربان به او تبریک بگویند.

او به کاخ رفت، هنگامی که نوبت به او رسید، دست شاه را گرفت و هدیه‌ای به او داد، و آن هدیه یک قرآن بود که دارای جلدی پوستین بود. شاه عربستان آن هدیه را گرفت و بوسید و به عنوان تعظیم و احترام، بر پیشانی خود گذاشت.

سید شرف الدین (از فرصت استفاده کرد) ناگهان گفت:

ای پادشاه! چرا این جلد را می‌بوسی و به آن تعظیم می‌کنی، با اینکه این جلد چیزی جز پوست بز نیست؟

شاه گفت: غرض من از بوسیدن جلد، قرآنی است که در داخل آن قرار دارد، نه خود جلد آقای شرف الدین، بی‌درنگ فرمود:

احسنت ای پادشاه! ما شیعیان نیز وقتی که پنجره یا در اتاق پیامبر(صلی الله علیه و آله) را می‌بوسیم، می‌دانیم که آهن هیچ کاری نمی‌تواند بکند، ولی غرض ما آن کسی است که ماورای این آهن‌ها و چوب‌ها قرار دارد. ما می‌خواهیم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را تعظیم و احترام کنیم،

دکتر سید محمد تیجانی سماوی از اهالی شهر قفصه یکی از شهر‌های تونس است. وی مطابق دین خاندان و همشهری‌های خود، پیرو مذهب مالکی، از اهل تسنن بود. پس از گذراندن دوره تحصیلات، در صف دانشمندان درآمد، و درباره مذهب حق از مذاهب اسلام، پژوهشی پی‌گیر، هوشمندانه و خستگی ناپذیر کرد؛ و در این راه مسافرت‌ها کرد، و در نجف اشرف به محضر آیت الله العظمی خوئی(ره) و شهید آیت الله سید محد باقر صدر(ره) رسید، همان‌گونه که شما با بوسه زدن بر پوست بز می‌خواستی قرآن را تعظیم کنی که در درون آن پوست قرار دارد.

حاضران تکبیر گفتند، و او را تصدیق کردند در این هنگام ملک عبدالعزیز ناچار شد تا به حاجیان اجازه دهد که از آثار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تبرک بجویند  ولی ولیعهد او که بعد از او آمد، از قانون گذشته‌شان برگشت.

بنابراین شرکی در کار نیست، ‌وهابیان با مطرح کردن این موضوع، بر اساس سیاست خود می‌خواهند کشتار شیعیان را مباح عنوان کنند، و حکومتشان بر مسلمانان باقی بماند، و تاریخ بزرگ‌ترین گواه است که وهابیان تا کنون چه بر سر امت محمد(صلی الله علیه و آله) آورده‌اند.[

کنت لوکا تازه مسلمان ايتاليايی

photo_2016-04-01_01-30-16

🌎ماجرای تکان دهنده دختر لااُبالی ایرانی و اشراف‌زاده ایتالیایی در رُم

🔷  به نام خدایی که چراغ دین هدایت گرش هیچ گاه خاموش نمیشود …

🔴🌷   شهید لوکا
ایتالیایی که شیعه شده بود » مردی که از جهنم فساد به اسلام گروید

🌵  یک شب یک دختر بی بند و بار ایرانی که مقیم لندن بود به ایتالیا می رود ساعت یک نیمه شب در فرودگاه لوکا را می بیند و از او نشانی یک مسافر خانه را می پرسد وقتی این اشراف زاده ایتالیایی شیعه متوجه می شود او ایرانی است بخاطر ارادتی که به ایرانیها داشت وی را به قصر خود دعوت می کند و اتاق خود را در اختیار وی می گذارد دختر خود را برای همخوابگی با این ایتالیایی خوش تیپ و ثروتمند آماده می کند اما هرچی صبر می کند لوکا نزد او نمی آید بعد از چند ساعت دنبال لوکا می گردد. وقتی وارد اتاق لوکا می شود از تعجب خشک اش می زند!
لوکا درحال خواندن نماز صبح بود و تصویر امام خمینی روی دیوار اتاقش جلوه می کرد …

photo_2016-05-03_05-18-12

✅  لوکا که بود؟
لوکا از خانواده‌ای اشرافی و از دوستان شهید مهدی ادواردو آنیلی فرزند سوپر میلیاردر ایتالیایی و صاحب فیات و باشگاه فوتبال یوونتوس بود.

✅  پدر وی مالک کارخانه بزرگ و قدیمی تولید مشروبات الکلی به نام مونتالچینو Montalcino می‌باشد. کارخانه‌ای که اینک به دست برادرش جلاسیو Gelasio Gaetani D’Aragona Lovatelli به همراه مراکز پورنو اداره می‌شود.

✅  لوکا از زمان کودکی از دوستان ادواردو آنیلی بود.وی در سال ۱۹۸۸ به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد. یکی از دوستان ادواردو در جلسه‌ای به مدت دو ساعت با لوکا در هتل آزادی صحبت می‌کند و این جلسه منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع می‌شود،سپس به اتفاق هم به منزل آیت‌الله سید علی گلپایگانی واقع در یوسف‌آباد می‌روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشیع برگزار می‌گردد.لوکا در این سفر به همراه ادواردو به مناطق جنگی جنوب کشور سفر می‌کند…

✅  آقای قدیری ابیانه [سفیر آن زمان ایران در ایتالیا] روایت می کند:
ادواردو در آن سفر به من گفت که دوستش لوکا را تا مرز قبول اسلام آورده است، ولی نتوانسته او را مسلمان کند و درخواست کرد که با او صحبت کنم. در ملاقاتی در هتل آزادی تهران با او داشتم به این نتیجه رسیدم که او در کلیات اسلام مشکلی ندارد، اما عاملی باعث می‌شود که از پذیرش اسلام امتناع کند.

photo_2016-05-03_05-18-45

با شناختی که از تبلیغات ایتالیا در مورد اسلام و حجاب و وضعیت زن در اسلام داشتم، متوجه شدم مشکل او فلسفه حجاب در اسلام است. لذا در این مورد با او صحبت کرده و فلسفه حجاب در اسلام و قوانین در مورد زن را تشریح کردم. این مسئله برای لوکا که از خانواده ای بود که از طریق پورنوگرافی و مشروبات الکلی به ثروت افسانه‌ای دست یافته بود، بسیار جذاب بود و بلافاصله مسلمان و شیعه شد.اما قرار شد اسلام آوردن خود را پنهان نماید تا آسیبی به او نرسد.

اما سر انجام توسط همان باندی که آنیلی را به شهادت رساند به شهادت رسید.

آری اینان اند که به قافله حسین رسیدند قافله ای که از قرن ها قبل ندای یاری میطلبد …

photo_2016-05-03_05-19-25